علم ما در علم او عین وی است


علم عالم بی وجودش لاشی است

می دهد ما را وجود از جود خویش


می دهیم او را ظهور از بود خویش

آبروی جام می از وی بود


گر چه وی را هم ظهور از می بود

جام در دور است و ساقی در نظر


جام می بستان و ساقی می نگر

یک زمان بر دیدهٔ بینا نشین


شاهد معنی به هر صورت ببین

عالمی از نور او روشن شده


یوسفی پنهان به پیراهن شده

در محیط علم اعیان چون حباب


نقش بسته صورت اسما بر آب

عین ما بر ما اگر پیدا بود


هرچه ما بینیم عین ما بود